به نام خدا          

                  جغرافیای تاریخی کامیاران ( کامیاران در آیینه تاریخ )

برخی هاو ولاتیها ( همشهریها ) تحت تاثیر نام زیبای کامیاران ( کام یاران به معنای محل ملاقات دو دلداده یا جایی که دوستان و یارانی به کام و آرزوی خود میرسند ) قرار گرفته و گاها" سعی میکنند از سر دوست داشتن برای آن وجه تسمیه های خوبی بیابند و یا به نحوی بتراشند . که البته آنهایی که تحصیلات دانشگاهی مخصوصا" در یکی از رشته های جغرافیا و یا تاریخ و یا باستان شناسی دارند از آنجا که میدانند هر مطلبی باید ریشه ای داشته باشد فریب جوی که در آن قرار دارند نخورده و به اشتباه نمیافتند . از این رو در اینجا بنده هم سعی میکنم که حرفهایم مستند تاریخی داشته باشد و اذعان میکنم که اطلاعاتم تکمیل نیست . لذا درخواست میکنم تا اگر چنانچه هاوولاتی هایی هستند که اطلاعات بهتر و جدیدتری دارند و خصاصت نمیکنند از سر لطف آنرا برایم ارسال دارند تا مجموعه ای کامل در پیش روی جویندگان قرار بدهیم .

با نگاهی کتابخانه ای در گذشته مطالب زیر دستگیر اینجانب شده که در وحله اول و به منظور ارائه آدرس و مدرک آنها را عینا" ذکر میکنم و در پایان نتیجه گیری خود را هم بیان خواهم کرد . امید که مفید فایده قرار بگیرد .

 

( در کتاب جغرافیا تاریخی باستانی شهرهای ماد بزرگ ( تاریخ ایران پیش از اسلام و در فصل مادها ) در تلفیق نقاط و اسامی جدید با آنچه در کتاب تاریخ پیش از اسلام نوشته دیاکونوف آمده گواهی میدهد که کامیاران امروزی در گذشته نامش : بیت همبان بوده .

 همانگونه که در اصل کتاب تاریخ ماد اشاره شده : سارگون پادشاه آشور بوده و ریشه زبان آشوریان عربی بوده و سامی نژاد بوده اند .اگر چنانچه دقت کنید متوجه میشوید که نام بسیاری از مکان های جمعیتی را با بیت شروع کرده اند . مانند بیت سانگی یا سنندج امروزی . بیت تازاکی یا تویسرکان و بالخره بیت همبان یا کامیاران و این نام مختص لشگریان آشوری در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بوده و با توجه به هموزن بودن کامیاران و همبان بعید نیست که نام امروزی کامیاران از همان همبان گرفته شده باشد . توضیح اینکه در زمانی که حقیر در سال ۱۳۶۶ پایان نامه تحصیلی خود را تحت عنوان جغرافیا کامیاران آماده مینمودم و افتخار میکنم که اولین کسی بودم که به این امر مبادرت کردم و در آن زمان هنوز بسیاری از ریش سفیدان با سواد و فهیم کامیارانی و روستاهای اطراف مانند مرحوم حاج سالارخان فتحی که اولین کسی بوده که با هیئت باستان شناسی انگلیسی غار کرفتو را در نوردیده و در سن ۱۲۰ سالگی از سلامت کامل برخوردار بود . و یا مرحوم حاج فتح الله خان فتحی که بیش از ۹۰ سال عمر کرده و در شهر شدن کامیاران نقش داشت و یا مرحوم یوسف بگ فاتحی که با بسیاری از مسئولین آن زمان در ارتباط بود . و . . و بسیاری کسان دیگر علاوه بر مطالعات کتابخانه ای رایزنی کرده بودم برای نام زیبای کامیاران به مستنداتی دست یافته ام که مفصل آنرا به انضمام تاریخ شهر کامیاران شرح خواهم داد . اما خوشحال میشوم تا به منظور جلوگیری از اجحافی که نباید در حق کامیاران روا داشت از هر عزیزی که  در این خصوص اطلاعاتی دارد دعوت میکنم تا  به منظور گرد آوری آن در این وبلاگ برای این هاوولاتی خود ارسال دارند .                                                                                                             

                                                                                                                             نویسنده

 

 توجه کنید :

تاریخ ایران (پیش از اسلام) > مادها

جغرافیای تاریخی باستانی شهرهای ماد بزرک

رویه: (1/1)

saloumeh:

ما در اینجا مطالب مربوطه در این باب را از تنها تاریخ معتبر ماد یعنی تاریخ ماد تألیف دیاکونوف، به ترجمه کریم کشاورز را نقل نموده و تبیین خود را در پایان ضمن متن بر آن می افزائیم: سارگون دوم پادشاه سفاک آشوری در سال ۷۱۳ قبل از میلاد لشکرکشی به داخل ماد را آغاز کرد. مادها از سال ۷۱۴ منتظر این حمله بودند و از آن بیم داشتند. بیمشان تنها سال ۷۰۵ ریخت که در آن هنگام سارگون برده دار شکارگر مادها خود به دست فراسپ پادشاه کشورگشای سکایی (افراسیاب اول) در کنار دژکولومیان (تخت سلیمان) غافلگیر شده و به قتل رسید. بنا به اوستا، یشت نوزدهم زمانی که فراسیاب اول (فراسپ) فرمانروای تازی زئینی گو (زنگیاب، سارگون دوم) را به قتل رساند، دارای فر کیانی بود. به هر حال در گزارشهای سالنامه های سارگون ضمن شرح لشکرکشیهای وی اسامی کهن مناطق مختلفی قید شده اند که بسیاری از آنها قابل تعیین می باشند. ما در اینجا صرفا نامهای مذکور در همان گزارشهای سال ۷۱۳ قبل از میلاد را مورد مداقه قرار می دهیم: بهانهً لشکرکشی سال ۷۱۳ شورشی بود که در ناحیه کارالا (در یکی از دره های زاب کوچک، محتملا ناحیه سنقر کلیایی) وقوع یافت و ساکنان آنجا مردی را که دست نشانده آشوریان بودند طرد کردند. سارگون ساکنان کارالا را قلع و قمع کرده و ۲۲۰۰ تن از سران ایشان را امان داده و به حضور پذیرفت. از آنجا عازم ماد مرکزی و الیپی (کرمانشاهان) گشت. پس از ورود به الیپی دالتو (یا تالتو) پادشاه آنجا را بر سریر سلطنت وی مستقر ساخت. این عمل بدان سبب ضرورت یافت که پادشاه مزبور طرفدار آشور بود و اتباع وی و حتی بزرگان و اعیان نیز از این رهگذر از وی ناراضی بودند. لشکریان آشور از آنجا به داخل ماد رهسپار شدند. متن منبع ما در این مورد چنین میگوید. نظر به آغاز و انجام رفت لشکرکشی، مسیر این تهاجم بین کرمانشاهان (الیپی) و سمنان (سرزمین آریبی=عربهای شرقی) قرار داشته است:
"کشور سیگری سو (صحنه)، کشور بیت باعان (خانه خدا= معبد ایشتار کنگاور)، ایالت ماد که در مرز الیپی است (ناحیه همدان)، کشور ...، کشور آپساخوتی (اسد آباد)، کشور پارنوآتی (نوبران)، کشور اوتیرنا (=جایگاه بزرگ، بیوران)، دهکده دیریستانو (=صومعه ، رازگان)، کشور...، کشور اوریاکی (که بعداً اوپیته فرزند دایائوکو آن را تسخیر نمود، و در رودکها قرار داشته، همان خرقان)، کشورریمانوتی (رباط کریم)، ایالت کشور اوپورئی (چشمهً با شکوه=رغه، ری) کشور اویا دائوئه (ایوانکی)، کشور بوستیس (پلشت)، کشور آگازی (علی القاعده همان اوالی، آبعلی) کشور آمباندا (دماوند)، کشور دانانو (=جایگاه بالایی/ فرازکوه، فیروزکوه)، ایالات دوردست در مرزهای کشور آریبی مشرق (یهودیان سمت سمنان که از عهد حمورابی بدین ناحیه کوچیده بودند)، ایالت مادهای مقتدر که یوغ خدای اشور را فرو افکندند و مانند دزدان به کوهها و بیابانها روی آوردند، من هیزم شعله ور به تمام دهکده های ایشان افکندم و سراسر سرزمین ایشان را به تلهای ویران و فراموش شده مبدل ساختم." بیشترین نامهای عمومی مناطق ماد بزرگ و میانی و مراکز آنها را در گزارشهای لشکرکشی سالنامه های تیگلت پیلسر پادشاه آشوری می توان پیدا نمود که متن آنها با توضیحات الحاقی اش از سوی ما در تعلیقات فصل دوم تاریخ ماد، صفحات ۵۰۸ و۵۰۹ از این قرار است:
"تعیین مسیر و محل لشکرکشی های تیگلت پیلسر به خاک ماد بسیار دشوار است. ما چهار روایت اصلی در بارهً نواحیی که وی در نوردیده بوده، در دست داریم. در سالنامه ها مذکور است که لشکرکشی اول (۷۴۴ ق.م) اختصاص به [نامورو در دره دیاله (یا پارسوا= ناحیه کناری، اردلان)] و بیت زاتی (شازند)، بیت آبدادانا (بیجار)، بیت کاپسی (وفس) و بیت تازاکی (تویسرکان) داشته است. در سالنامه های مزبور ضمناً برخی جنگهایی را که در سرزمینهای پارسوا که پایتخت آن نیکور (ننور) بوده و بیت زاتی (شازند) و تا حدی آبدادانا (بیجار) و بیت سانگی (سنندج) و بیت کاپسی (وفس) و دیگر آرنزیاش (انجرود)، کیشه سو (همدان)، ارازیاش (آورزمان)، سومورزو (سنقر) و بین همبان (کامیاران) وقوع یافته بوده بر می شمرند. و از آن پس فهرست کلی از حکام که سر به اطاعت نهاده بودند، میدهند که درست محفوظ نمانده است. ظاهراً شرحی که در لوح سنگی اول نمرود آمده نیز مربوط به همین لشکرکشی می باشد: بیت همبان (کامیاران)، سومورزو (سنقر)، بیت باروآ (بهاره)، بیت زوآلزاش (دلیجان)، بیت ماتی (محلات)، توپلیاش (تفرش)، تیل تارانزای (کبوتر آهنگ)، پارسوا، بیت کیپ سی تا شهر زاکروتی (بوئین زهرا) و مادهای نیرومند. لشکرکشی دوم (۷۳۷ ق.م)، طبق مندرجات سالنامه ها به بیت سانگی (سنه، سنندج)، بیت تازاکی (تویسرکان)، مادها، بیت زوآلزاشو (دلیجان) و بیت ماتی (محلات) تخصیص داده شده بوده است. و جداگانه نام نقاط مسکونی زیر آورده شده است: ناحیه ای که مرکز آن بیت ایشتار (کنگاور) بوده، بیت کاپسی (وفس)، شهر تادی روتا (سهرورد) و نیروتاکتا (تاکستان)، سیبور (ساوجبلاغ)... آریاما (رامند)، خروسی (خلجستان)، ساکسوکنو (ساوه)، کارزیبرا (گازران)، بیت ساگبات (قم)، سیلخازی (سیالک)، تیل آشوری (یکی از تپه های باستانی مجاور سیالک کاشان). دومین لوح سنگی نمرود یکجا امکنه زیر را بر میشمرد: بیت همبان، بیت سومورزو، بیت باروآ (بهاره)، بیت زوآلزاش، بیت ماتی، توپلیاش (تفرش)، بیت تارانزای، پارسوا، بیت کاپسین و نقطه مسکونی زاکروتی (بوئین زهرا) که ظاهراً مربوط به لشکرکشی اول بوده است. و بیت ایشتار (کنگاور) و نیشای (نهاوند) و گیزین کی سی (قزوین)، نقطه مسکونی سیبور، اورننا (=کوهپایه، کرج)، نیپاریا (=منازل زیر زمینی، تهران) و کشورهای بوستوس (پلشت)، آریارمی (ورامین)، خروسنی (خوار)، روآ (ری، قبل از کویر نمک)، اوشکاکان (مشکان)، شیکراکی (جوشقان) و تیل آشوری یا دژ بابلیان (کاشان). ضمناً در کتیبه مصراً اظهار شده که همهً این نواحی جزو قلمرو آشور بوده و حکامی و جانشینانی از طرف آن کشور در آنجا مستقر بوده اند. کتیبه ای از بر لوح گلین از نمرود به تاریخ ۷۲۸ ق.م باقی است که اطلاعات دقیقتر ولی کلی به ما میدهد. فهرست آن کتیبه چنین است: نامرو (دره دیاله)، بیت سانگی تویی (سنندج)، بیت همبان (کامیاران)، سومورزو (سنقر)، باروآ (بهاره)، بیت زوالزاش (دلیجان)، بیت ماتی (محلات)، توپلیاش (تفرش)، تارانزای (کبوتر آهنگ)، پارسوا، بیت زاتی (زرند)، بیت آبدادانی، بیت سانگی، بیت تازاکی (تویسرکان)، بیت ایشتار (کنگاور)، زاکروتی (بوئین زهرا). کتیبهً مزبور ضمناً به خصوص تصریح می کند که نواحی یاد شده که تقریباً همه مربوط به لشکرکشی اول بوده جزو ایالات آشور شده بوده اند. و بعد بلافاصله اسامی ذیل آمده است: گیزینی کی سی (قزوین)، نیشا (نهاوند)، سیبور (ساوجبلاغ). اوریمزان (فیروز آباد)، رعوسان (ری)، نیپاریا (تهران)، پوستوس (پلشت)، آریارمی (ورامین)، خروسی (خوار، گرمسار)، ساکسوکنو (ساوه)، آراکتو (اراک)، کارزیبرا (گازران)، گوکی ننانا (کوشکک)، بیت ساگبات (قم)، سیلخازی یا دژ بابلیان (سیالک)، روآ (ری، قبل از کویر نمک)، اوشکاکانا (مشکان)، شیکراکی (جوشقان) و سرزمین طلا (منظور منطقه ای در نواحی کویری انار خیز جنوبی؟).
 
                                                                                                             علی مفرد  
 نظر نویسنده :

البته باید توجه داشت که در تعیین نقاط در جغرافیا تاریخی لزوما" به یک نقطه در طول و عرض جغرافیایی مشخص اشاره نمیشود . شاید منظور نویسنده دشت کامیاران بوده که همانگونه که همه ما میدانیم نقاط تاریخی شکافته شده فراوانی در دشت کامیاران مانند تپه توبره ریز یا تپه تیانه و یا حتی تپه پیرمحمد در وسط شهر کامیاران و یا وندنرنی و شیروانه هم قرار دارند و شاید مکانی به نام ( بیت همبان ) و یا ( تویلیاش ) که داری حکومت و شاهی بوده در یکی از این مکانها قرار داشته و قطعا" بر پهنه وسیعی حکومت میکرده است .

 

 کامیاران محل زندگی اجداد مادها :

توجه کنید :

 نقل از تاریخچه استان کردستان

تاریخچه استان کردستان

کردستان که یکی از ولایات دولت ایران بوده . در جبال قرار داشته و یکی از ولایتهای جبال محسوب شده است . کردستان و سایر بلاد جبال را «مدی» گفته اند و در آن زمان دو «مدی» بوده ، یکی مدی کبیرک همین کردستانات و اکناف و اطراف آن باشد و پایتخت آن اکباتان که همدان کنونی بوده است . دیگری مدیصغیر (آت روباتن) که شامل آذربایجان فعلی بوده است .
در وجه تسمیه این نواحی به «مدی» قدماً چنین اعتقاد داشته اند که اهالی این مملکت از اولاد تا دی ابن یافث بن نوح علیه السلام می باشند . لذا آنها را منسوب به مادی نموده «حد» می خواندند و مملکت آنها را «مدی» گفتند یعنی مملکت اولاد مادی بعضی نیز برآنند که این مملکت را به زبان قدیم «حد» گفتند و ترجمه آن میانه است . یعنی میانه کشور آسیری وایران واقع است .اگر چه مورخین قدیم ایرانی و یونانی به اسم کردستان تصریحی نکرده اند ولی به دلایل و قراین خارجه معلوم و مستفاد می شود که نام کردستان «ماتیان» بوده و هر جا از ماتیان ذکر کرده اند منظورشان کردستان کنونی بوده است .بهر صورت کردستان سنندج که یکی از بلاد مدی کبیر است . از جنوب به خاک کرمانشاهان ، از شمال به خاک گروس ، از شرق به خاک همدان و از غرب به خاک سلیمانیه (عراق) محدود می گردد .
حدود 2200 سال پیش از میلاد و قبل از دولت ماد 4 طایقه در ایران می زیسته اند، هوریان ، لولوبیان (اجداد طویف لرستان) . کامیاران (اجداد مادها) و گویتان کردها از طایفه گویتان بوده و بارها مورد تاخت و تاز آشوریها قرار می گرفتند . بعدها اینان با مادها متحد شده و آشوریان را منقرض می نمایند . کردها در زمان هخامنشیان و اشکانیان و بعدها ساسانیان نیز بصورت چادر نشین می زیسته اند . پس از حمله اعراب به ایران ان منطقه بتصرف اعراب درآمده و عایدات آن بین لشکرهای عرب در کوفه و بصره تقسیم گردید . بدنبال این حمله ، دین مردم هم تغییر نمود و همگی به اسلام گرویدند . در زمان سلجوقیان نواحی کردستان توسط سنجر به ملکشاه بصورت تیول و اقطاع به سلیمان شاه داده شده .لشکر مغول و تاتار که در ایران استیلا یافتند ، چندین بار یورش به کردستان آورده . کاری از پیش نبردند و نتوانستند بطور قوام و دوامدراین خطه بنیاد حکومتی بنمایند و امرای کردستان را مستهلک سازند ، شجاعت و رشادت این طایفه اکراد .در زمان غلبه اسکندر بر ایران نیز سبب استخلاص این ملک و رعایای این ملک از سرداران و جانشینان اسکندر شده و مدت قلیلی که لشکر اسکندر در اطراف این ملک بوده اند بیش از همان جائی که نشیمن لشکر بوده در تصرف نداشته اند . در سال 650 هجری کلول سپر بلا فصل اردلان حاکم وقت کردستان دارالملک کردستان را از قلعه زَلم به قلعه پلنگان در 12 فرسخی جنوب غربی شهر سنندج انتقال داد و دو قلعه دیگر رایکی در مریوان و دیگری در حسن آباد واقع در 5 کیلومتری جنوب غربی شهر سنندج بر بالای دو کوه مرتفع که از هیچ سمتی نمی توان برآنها اشراف یافت ، بنا نمود این سه قلعه به تفاوت زمان و مقتضای مقام دارالملک حکام کردستان بوده اند .

 

نظر اینجانب :

دقت داشته باشید که سارگن یکی از آخرین پادشاهان ظالم آشوریها به منظور سرکوب شورش مردمی که در کارلا که در انتها یکی از سزشاخه های زاب کوچک زندگی میکردند به مناطق کردستان لشکرکشی کرده اند . به هنگام بازگشت نقش سارگن و شرح پیروزیهای لشگریانش توسط پیکر تراشان آشوری بر دیواره شمالی رود پلنگان نزدیک روستای تنگیور حک شده است . زاب کوچک همین رودخانه ایست که در کردستان به سیروان و در عراق به زاب کوچک مشهور است . آخرین سرشاخه سیروان یا زاب کوچک هم رودخانه گاورود ( حدفاصل بین شهرهای سنقر کلیایی در جنوب و قروه در شمال میباشد ) یعنی همان جایی که انتهای آن به دهستان سورسور امروز ختم میشود .  آنها در تاریخ خود از سنقر کلیایی با نام سومورزو یاد میکنند که بعید نیست نام طایفه سورسور از همین کلمه سومورزو گرفته شده باشد و یا شاید حتی در آن زمان هم سورسور نام داشته و آنها به اشتباه آنرا سومورزو نوشته اند .

نتیجه اینکه لشگریان آشور در سال ۷۱۳ به هر بهانه ای تمام مناطق ماد را در نوردیده و قتل عامی وسیع به راه انداخته اند . همانگونه هم که از نقشه ها پیداست آشوریها در نواحی مرکزی و شمالی عراق امروزی حاکم بوده و ماد هم جزو استیلای آنها بوده است . راه ورود إه انها هم با توجه به نزدیکی به پایتختشان حاشیه رودخانه زاب کوچک یا سیروان بوده و از همین تنگه امروزی حاشیه رودخانه سیروان به کردستانات وارد شده دشت کامیاران را هم درنوردیده اند . و از آنجا که بزرگترین مصیبتها را به هنگام ورود بر این مردم وارد نموده اند . بعید نیست که نطفه های اولیه قیام اصلی ماد در همینجا بسته شده باشد که نهایتا" منجر به نابودی آشوریان توسط مادها و آزاد سازی مردم بین النهرین شد .. هر چند محل شورای اولیه بزرگان ماد شهر بهار امروزی یا هگمتانه بوده . و قطعا" پیش از آن و به هنگام حمله اولیه آشوریها دره رود پلنگانه محل تجمع و مقاومت های اولیه ماد بوده و از این رو آنها از کامیاران به عنوان محل زندگی اجداد مادها نام برده اند .

 

 

کتیبه باستانی تنگی ور

موقعیت:45 کیلومتری شمال غرب شهرستان کامیاران (در فاصله بین روستاهای تنگی ور و یوزی در واقع شده است)

کتیبه به شیوه کنده کاری بر روی دیواره ای سنگی ایجاد شده و محل قرار گرفتن آن طاقچه ای است که بر روی صخره ای مرتفع کنده  شده و در دره ای تنگ جای دارد.متن ان به خط میخی و به  زبان اشوری باستان , همراه با تصویر نیم تنه مردی است طبق آخرین مطالعات انجام یافته این کتیبه متعلق به سارکن دوم پادشاه آشور است که پس از ستایش خدایان دولت آشور ,مردوک,نابو, سین, شمش, ایشتار به شرح پیروزی های خود می پردازد. احتمالاَ نقش نیم تنه مرد هم متعلق به شخص سارگون دوم می باشد.

 

 نظر نویسنده :

از آنجا که شاهان و حکمرانان پیش از اسلام عادت داشته اند معمولا" بعد از برگشت لشگریان پیروزشان و قبل از رسیدن به پایتخت در محلی که دور از دسترس مردم عادی قرار داشته نسبت به حکاکی کوهی و شرح پیروزیهایشان میپرداخته اند . چرا که آنها علم تاریخ را میدانسته اند و اینگونه تلاش داشتند تا پس از مرگ نام خود را به یادگار بگذارند . مانند کتیبه بیستون و یا . کتیبه مذکورهم  به احتمال فراوان به هنگام برگشت لشگریان سارگن و البته احتمالا" مسیر عبور آنها دره رود پلنگانه بوده اقدام به نقش کتیبه تنگی ور نموده اند .

 

قلعه پالنگان :

روستاي «پالنگان » در 15 كيلومتري شهر كامياران و ابتداي منطقه اورامان قرار دارد . در 800 متري روستا در دره زيباي «تنگيور» و در محل چشمه هاي پر آب «شيخ خاتون » و «شيخ عمر » ، قلعه پالنگان وجود داشت كه اكنون بقاياي اتاق ها ، آتشكده ها و پل هاي قديمي آن پابرجاست . آثار به دست آمده از قلعه مانند يك دروازه سنگي بزرگ و بقاياي پل هاي ساخته شده بر روي رودخانه ، قدمت آن را به دوره پيش از اسلام مي رساند .

نويسنده كتاب «تحفه ناصري » قلعه را مدتها محل سكونت امراي «كلهر » دانسته و مي نويسد : خسروخان اردلان در سال 564 ه.ق قلعه را متصرف و جزو قلمرو خود در آورد و از آنجا كه آب و هواي قلعه «زلم » در شهر زور آباد مناسب نبود ،‌مركز فرمانروايي خود را به «پالنگان » انتقال داد . مدارك حاصل از كاوش هاي باستان شناسي مرتبط با اين دوره و نزديك بودن قلعه به كتيبه «تنگيور » ،‌انتقال از قلعه «زلم » به پالنگان را محرز مي سازد .

قلعه تا بعد از انتقال مركز حكومت خاندان اردلان از پالنگان به «حسن آباد » يعني در حدود قرن دهم ه.ق ، آباد بود .

 نام دیگر قلعه پالنگانه که بر لوح گلین نمرود ( 728 قبل از میلاد مسیح ) به آن اشاره شده : قلعه سیرتو بوده و به احتمال زیاد نام عظیم رودخانه سیروان هم از همین نام قلعه سیرتو گرفته شده  است .

 

  تپه توبره ريزه
    
    اين تپه در سه كيلومتري غربی مرکز شهر كامياران و بر سر راه آسفالته مریوان واقع شده و معرف عصر مس در منطقه كردستان است . آثار اين تپه با آثار تپه حصار دامغان قابل مقايسه و فرهنگ سفال نخودي رنگ در اين منطقه گسترش يافته است . به طور كلي در تپه توبره ريزه، پنج دوره استقرار از هزاره سوم پيش از ميلاد تا قرن هاي 7 و 8 ه . ق تشخيص داده شده است . در طبقه پنجم قديمي ترين سفال هاي مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد با رنگ نخودي و نقوش قهوه اي رنگ به دست آمد . يك لوحه گلي با نقش درخت نيز در اين طبقه يافت شد . در طبقه اول كه جديدترين آنهاست سفال هاي دوره اسلامي به ويژه قرن هفتم و هشتم ه . ق يافت شده است .

    
  تپه تيانه
  اين تپه در 26 كيلومتري غرب شهر كامياران واقع شده و به دليل كشف سفال هاي منقوش پيش از تاريخ در آن بسيار حائز اهميت است .در گمانه زني اين تپه، شش طبقه استقرار يافته به دست آمده است . در طبقه اول، آثار دوره اسلامي ، طبقه دوم، آثار ساساني و در طبقه سوم كه به اواسط و اواخر هزاره سوم پيش از ميلاد تعلق دارد سفال هاي ساده به رنگهاي سياه، كرم و خاكستري به دست آمد . در طبقه چهارم سفال هاي نخودي رنگ ساده از هزاره دوم پيش از ميلاد و در طبقه پنجم آثاري هم عصر با تپه گياه نهاوند از سفال نخودي با نقوش هندسي قهوه اي رنگ يافت شد . طبقه ششم كه قديمي ترين آثار تپه در آن به دست آمد داراي سفال هاي منقوش قرمز مانند سفال هاي چشمه علي ري، اسماعيل آباد، ساوجبلاغ و والاتپه بود . تاريخ اين سفال ها به هزاره چهارم و اواخر هزاره پنجم پيش از ميلاد يعني حدود 7 هزار سال پيش مي رسد .

 

 

  پالنگان     
    
    (پالنگان) : بافت معماري پلكاني آن در استان كردستان داراي ارزش ويژه اي است . اين روستا كه در دهستان (ژاورود) از شهرستان كامياران واقع شده در حدود 47 كيلومتري شمال غربي شهر كامياران قرار دارد . روستاي پالنگان در دامنه كوه و در دو طرف دره قرار دارد . خانه هاي روستا با سنگ و عموما به صورت خشكه چين به صورت پلكاني ساخته شده و پشت بام منزل پايين به منزله حياط منزل بالاست . اين روستا علاوه بر داشتن معماري زيبا داراي چشمه ها، آبشارها و طبيعتي سرشار از زيبايي منحصر به فرد در استان كردستان است و در كنار رودخانه اي قرار گرفته كهبه (سيروان) مي پيوندد . اين ناحيه يكي از مراكز مهم كردستان از دوره سلجوقي به بعد بود و قلعه پلنگان كه مجاور روستا و در بالاي كوه قرار گرفته، مويد اين امر است . با توجه به بقاياي آسياب ها، مساجد و منازل قديمي و باغ هاي زيباي اين روستا بعيد به نظرنمي رسد كه شالوده اصلي آن به دوره ساساني بازگردد .

 توضیح اینکه قلعه پالنگان و روستای پالنگان دو مبحث کاملا" جدا میباشند .

 

 بنچاق اورامان (هورامان)    
    
    در اوايل قرن حاضر در سال 1305 شمسي حسين نامي از مريدان (شيخ علاءالدين نقش بندي ) در غاري در دره تنگيور، خمره اي پر از دانه ارزن پيدا كرد كه در ميان آن، نوشته اي به خط پهلوي اشكاني بر پوست آهو وجود داشت . اين نوشته كه به (بنچاق اورامان ) مشهور شد قراردادي است ميان دو نفر براي خريد و فروش زمینستاني به 45 درهم كه شاهدان معامله نيز نام خود را در آن نوشته اند . اين بنچاق به سال 120 پيش از ميلاد مسيح تعلق دارد . در حال حاضر اين بنچاق در موزه برلين نگهداري مي شود.20 نسخه ديگر اين قراردادبه خط يوناني است

 

ادامه دارد