ریشه تاریخی چهارشنبه سوری در کامیاران - کردستان
چهارشنبه سوري در کامیاران ( کردستان )
براي ريشه يابي چهارشنبه سوري ؛ ابتدا بايد برخي كلمات مرتبط را كه ريشه همه آنها در زبان كردي است را ترجمه كنيم :
سور = جشن ؛ شادي ؛ سرور ؛ رقص و پايكوبي دسته جمعي مردماني كه دلخوش دارند و غصه اي و غمي را پشت سر نهاده اند . عروسي ؛ مراسم شادي عروسي
سور = رنگ سرخ ؛ قرمز ؛ آتشي ؛ آتشين ؛ سر حال ؛ برعكس زرد ؛ كام گرفته .
سوره وه بويته وه = سرخ شده اي ؛ رنگ چهره ات قرمز شده ؛ انگاري در جوار آتش قرار گرفته اي ؛ آتشي شده اي .
سورانه = كمك نقدي و جنسي براي برگزاري هر چه بهتر عروسي ؛ مبالغي كه مهمانان شركت كننده در عروسي در پايان عروسي به عروس و داماد هديه ميكنند . و اين رسم بسيار خوب كردها است .
سوري = اصلا" يك كلمه كاملا" كردي است ؛ در زبان كردي سور به معناي جشن ؛ سرور ؛ شادي و سرخ يا رنگ قرمز مي باشد . هر جا و هر وقت كسي موفقيتي حاصل مي كرد ؛ مثلا" ازدواج مي كرد و يا صاحب بچه و علي الخصوص پسر ميشد ؛ و يا حاصل خوبي از زراعتش و يا دامداريش برداشت ميكرد به او مي گفتند كه حتما" بايد سور بدهد . يعني بايد جشني برقرار ميكرد و غذايي به مردم مي داد .
سورسور : بعد از بیلوار نام بزرگترین دهستان شهرستان کامیاران که دارای جمعیتی بیش از ۵۰ هزار نفری در بیش از ۵۰ روستا در سوی آخرین سرشاخه های گاورود که به سیروان و سپس به دیاله در عراق میریزد ساکن هستند . سورسور هم نام منطقه ای در کامیاران است و هم نام طایفه ای که در این منطقه ساکن هستند . ابتدای سکونت گزینی این طایفه ساختمان سد گاوشان . روستاهای اطراف دریاچه سد گاوشان و آبخیزهای همین سد به طرف شمال سنقر و غرب اسد آباد میباشد .
سورسوري = منتسب به سورسور ؛ كسي كه از سورسور آمده است . يكي از فاميلي هاي بزرگ و گسترده در شهر و منطقه كامياران .
سوري = ياي انتساب ؛ زماني كه سور يا جشن در آن واقع شده و يا ميشود .
و همچنين :
چهارشنبه سوري = آخرين ساعات روز سه شنبه آخر سال . شبي كه در ابتداي روز چهارشنبه آخر سال خورشيدي قرار گرفته است . چهارشنبه اي كه در آن سور برقرار است . شادي برقرار است
ئاگر ( آتش ) = در آن زمانها تنها وسيله اطلاع رساني سريع ؛ خود نور آتش در شب و دود حاصله از آن در روز بزرگترين وسيله اطلاع رساني مخصوصا" به سپاهيان شركت كننده در جنگها بوده است .
و همچنين همه ما ميدانيم كه تا قبل از آمدن سازهاي جديد ؛ ساز و دهل و سورنا تنها وسيله هاي بودند كه با آن آنگ رقص و بويژه رقص كردي نواخته ميشد . كردستان منطقه اي سردسير بود و بالطبع 9 ماه از سال سرد . در ضمن فصل گرم فصل كار و كوشش بود و فصل سرد مناسب ترين فصل براي عروسي گرفتن و سور دادن . دهل در فصل سرد صدايش خوب در نمي آيد . از اين رو بدون استثنا در همه عروسي ها و در وسط دسته هاي رقص ( هه لپه ركي ) آتش بزرگي برقرار ميشد ؟؛ تا هم مردم گرمشان شود و هم دهل گرم شده و صدايش زلال تر شود ؛ و شايد هم علاقه وسيع كرد به آتش به عنوان يكي از چهار عنصر اصلي و به زعم من عنصر اصلي حيات . چه كه اگر آتش و انرژي اوليه خورشيد نباشد كل حيات نابود خواهد شد .
سورسور = ايل و طايفه بزرگي در شمال شرقي كامياران ؛ اين طايفه بزرگ با جمعيتي بيش از 50 هزار
نفر در دو سوي سرشاخه هاي بزرگ رود گاوشان كه سرچشمه اصلي رودخانه سيروان يا دياله است از
4000 سال پيش ساكن بوده اند . ( سارگن شاه آشوري آنها را سورموزو ناميده است . )
به راي من براي ريشه يابي چهارشنبه سوري بايد بر اين طايفه و محل جاگيري آنها زوم كرد :
براي ريشه يابي اين ايل بزرگ كشاورز ؛ توجه به اين نكات ضروري است . رود دياله كه از منطقه سورسور سرچشمه ميگيرد بزرگترين تامين كننده اب شرب كشور آشور بوده ؛ همان كشوري كه سارگن از آخرين پادشاهان آن بوده و تاريخ كامياران عجيب با آنها پيوند خورده است . و نيز شاهان ساساني محل پايتخت خود را درست در همان محلي بنا ميكنند كه رود دياله يا همان سيروان ( به واسطه اينكه آب بسيار شفاف و قابل شربي داشته و بسيار گوارا بوده ) در جلگه بين النهرين به رود دجله بزرگ پيوند ميخورده و آب آشاميدني شهر يا بهتر است بگوييم مگالاپوليس یک ميليون نفري تيسفون از آن تامين ميشده است . ( تيسفون به حدي بزرگ بوده كه وقتي كه سپاهيان عرب به آن رسيده اند آنرا نه يك شهر كه مدائن يا شهرها ناميده اند . )
خوب اين رود با اين توصيف براي همه شاه نشين هاي جلگه بين النهرين اهميت حياتي داشته است . از اين رو هر كسي در آنجا حاكم ميشده تا انتهاي سرچشمه هاي اين رود كه سورسور بوده را جزو ملك خود قلمداد ميكرده اند و آخرين حمله سارگن شاه آشوري هم به قصد سركوب طايفه سورسور كه آنها آن را ( سورموزو)
ميناميده اند و سر به شورش بر عليه شاه آشوري كه هيچ مناسبت نژادي با آنها نداشته بوده است بر داشته بوده اند ؛ بوده است . و بعد از قتل و خونريزي وسيعي كه سپاهيان شاه آشوري از اين مردم ميكند ؛ نطفه هاي اوليه قيام بزرگ ماد يا كرد بسته ميشود . اولين محل شور سران طوايف بزرگ ماد يا كرد در دشت كامياران و سورسور و دومين محل مشورتي آنها هگمتانه يا شهر بهار همدان كنوني بوده كه منجر به ايجاد سلسله هاي ماد و نابودي شاه و سپاهيان بزرگ آشوري ميشود .
كسي چه ميداند . همه نظرات علت بوجود آمدن چهارشنبه سوري ؛ گمانه زني هايي بيش نيست ! شايد روز مشورت سران ماد در دشت كامياران و سورموزو يا سورسور و يا روز بوجود آمدن اولين حكومت ماد و يا روز پيروزي سپاهيان كرد بر آشوري هاي خونريز آخرين چهارشنبه سال شمسي بوده و آن همه جشن و سرورهاي آتشين در چهارشنبه آخر سال زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن روز بزرگ بوده .
شاید هم علت بوجود آمدن چهارشنبه سوری همانگونه که هفته گذشته در فیلم امیر مختار دیدیم ؛ در قیام مختار به خونخواهی خون امام حسین (ع) باشد . چرا که نیمی از سپاهیان مختار ؛ ایرانی هایی بودند که به بردگی و به آزادگی به کوفه برده شده بودند و همانها پیشنهاد دادند که با استفاده از روشن کردن آتش در پشت بامها میتوان به عنوان یک وسیله ارتباطی استفاده کرد ؛ و با استفاده از این حربه میتوان به همه مبارزین ؛ توابین و خونخواهان امام شهید پیام داد که همزمان از خانه های خود به قصد مبارزه بیرون آیند .
اون واقعه در شب چهارشنبه اتفاق افتاد . مختار بعد از پیروزی حدود دو سال در کوفه حاکم بود و نهایتا" به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید .
و این یعنی اینکه سال بعد و با روشن کردن آتش در شب چهارشنبه ؛ این پیروزی در کوفه سالگرد گرفته شد ؛ و امتداد همین جریان و پاسداشت آن توسط ایرانی هایی که از خلفای اموی و عباسی دل خونی داشتند ؛ چهارشنبه سوری را به این شکل رقم زده است .
البته اطلاعات بنده در این خصوص مقداری ضعیف است ؛ نمیدانم درست میگویم یا نه ؟ اما میگویند که پیش از اسلام ؛ ایرانی ها نوروز و سیزده داشته اند ؛ اما چیزی به نام چهارشنبه سوری وجود نداشته است .
توصیه ای به جوانهایمان : برگزاری اینگونه ای چهارشنبه سوری ؛ یعنی آتش های وحشتناک داخل کوچه ها و خیابان های تنگ و ترقه ها و نارنجک هایی که دل هر کودک و مریضی را میلرزاند و مزاحمت برای مردم ایجاد کردن از فرهنگ چهارشنبه سوری به دور است . خدا وکیلی شاد باشیم . با نشاط باشیم . جشن بگیریم ؛ اما ایجاد مزاحمت نکنیم . کجای این لذت بخش است که تمام طول کوچه و خیابان را صدای انفجار ترقه و دینامیت و نارنجک و فشفشه پر کند .
آتیشی کوچک ؛ برای شادی دل بچه ها ؛ دور از شهر ؛ و ... به نظرم کافیست .
ای بابا
ما را چه به نصیحت که خود دستی بر آتیش داریم !!!!!!!!!
منتظر نظراتتان
يا حق
سلام و روزگار بر شما خوش